شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۶
میراث فکری آیت‌الله مصباح یزدی؛ تأملی در مبانی علوم انسانی اسلامی

حوزه/ میراث آیت الله مصباح یزدی یادآوری می‌کند که علوم انسانی باید هم با مبانی دینی همسو باشد و هم پاسخگو به مسائل پیچیده اجتماعی و فرهنگی. اصلاحاتی که در این مسیر قابل پیشنهادند، شامل بازتعریف روش‌ها، تقویت نهادهای پژوهشی مستقل، ایجاد فضای رقابتی و علمی برای تولید دانش بومی و بازنگری در برنامه‌های آموزشی است.

خبرگزاری حوزه | درگذشت آیت‌الله مصباح یزدی فرصتی است برای تأمل در مسیر علوم انسانی و بازخوانی آموزه‌های او، به ویژه در زمینه‌هایی که علوم انسانی را نه صرفاً مجموعه‌ای از دانش‌ها، بلکه نظامی معرفت‌شناختی و ارزشی می‌دانند. اندیشه‌های او نشان می‌دهد که تولید دانش در ایران بدون بازاندیشی در چارچوب‌های نظری و نهادی نمی‌تواند به نتایج بومی و اثرگذار منجر شود. او همواره بر ضرورت بازتعریف مفاهیم بنیادین، روش‌ها و اهداف علوم انسانی اسلامی تأکید داشت و بر پیوند این دانش با جهان‌بینی و ارزش‌های دینی اصرار می‌ورزید.

از دیدگاه مصباح یزدی، علوم انسانی غربی از نظر فلسفی و ارزشی نمی‌تواند به شکل مستقیم در جامعه ایرانی به کار گرفته شود، چرا که بر پیش‌فرض‌هایی مبتنی است که با فرهنگ و ارزش‌های اسلامی هم‌خوانی ندارد. او علوم انسانی را دانشی ارزش‌مدار می‌دانست و معتقد بود بدون این پیوند، آموزش و پژوهش در این حوزه به تقلید و سطحی‌نگری محدود خواهد شد. این دیدگاه موجب شد که تلاش‌های او به شکل یک پارادایم فکری مستقل در علوم انسانی اسلامی جلوه کند؛ پارادایمی که ضمن نقد روش‌ها و نظریه‌های موجود، مسیر تربیت نخبگان و تولید دانش بومی را هموار می‌سازد.

یکی از ویژگی‌های برجسته اندیشه مصباح یزدی، رویکرد اصلاح‌محور او بود. او معتقد بود که بدون بازاندیشی در چارچوب‌ها و ساختارهای آموزشی، علوم انسانی در ایران به تقلید بی‌اثر از مدل‌های رایج محدود خواهد شد. این اصلاحات شامل بازتعریف مفاهیم بنیادین، تقویت نهادهای پژوهشی و ایجاد چارچوبی برای تعامل میان سنت و دانش روز بود. بدین ترتیب، میراث فکری او تنها محدود به نظریه‌های دانشگاهی یا تدریس نبود؛ بلکه شامل یک دیدگاه کلان برای بازسازی علوم انسانی در چارچوب دینی و اجتماعی است.

نکته دیگر در اندیشه مصباح یزدی، تلاش برای ایجاد تعادل میان سنت و مدرنیته است. او با نقد علوم انسانی سکولار، بر ضرورت توجه همزمان به آموزه‌های فلسفه و کلام اسلامی و مسائل روز اجتماعی و فرهنگی تأکید داشت. این نگرش انتقادی، به عنوان مسیر عملی برای توسعه علوم انسانی اسلامی قابل تبیین است و نشان می‌دهد که امکان تلفیق مبانی دینی و چالش‌های معاصر وجود دارد. بدین ترتیب، علوم انسانی بومی نه تنها قابل تحقق است، بلکه می‌تواند پاسخگوی نیازهای جامعه ایران باشد و مسیر تولید دانش اثرگذار را هموار کند.

تأثیر مصباح یزدی در عرصه دانشگاهی و حوزه‌ای نیز مشهود است. نسل‌های متعددی از طلبه‌ها و پژوهشگران، آموزه‌های او را نقطه آغاز تفکر درباره رابطه دین و علم دانسته‌اند. این تأثیر، هم شامل محتوا و نظریه‌هاست و هم شامل سبک تفکر، روش تحلیل مسائل اجتماعی و نگرش به پژوهش و آموزش. بدین ترتیب، میراث فکری او هم ذخیره نظری و هم الگوی عملی برای نهادهای علمی محسوب می‌شود و می‌تواند به بازسازی ساختارهای آموزشی و پژوهشی علوم انسانی کمک کند.

با توجه به درگذشت ایشان، می‌توان دریافت که یکی از چالش‌های امروز علوم انسانی در ایران، نیاز به بازاندیشی در چارچوب‌های فکری و نهادی است. میراث آیت الله مصباح یزدی یادآوری می‌کند که علوم انسانی باید هم با مبانی دینی همسو باشد و هم پاسخگو به مسائل پیچیده اجتماعی و فرهنگی. اصلاحاتی که در این مسیر قابل پیشنهادند، شامل بازتعریف روش‌ها، تقویت نهادهای پژوهشی مستقل، ایجاد فضای رقابتی و علمی برای تولید دانش بومی و بازنگری در برنامه‌های آموزشی است.

یاد مصباح یزدی بیش از هر چیز ما را به تفکر درباره آینده علوم انسانی فرا می‌خواند. میراث او نشان می‌دهد که اندیشه انتقادی و اصلاح‌محور می‌تواند هم مسیر تربیت نخبگان و هم جهت‌گیری نظری علوم انسانی را تعیین کند. این تجربه، فرصتی است برای بازاندیشی در نسبت علم، دین و جامعه و برای تقویت سرمایه فکری که می‌تواند جامعه ایران را به سمت تولید دانش بومی و پاسخگو هدایت کند. به این ترتیب، درگذشت او نه پایان بحث، بلکه آغاز فرصتی برای بازسازی و پالایش علوم انسانی بر پایه مبانی معرفتی و اخلاقی است که او برای آن تلاش کرد.

حسن یونسی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha